تبلیغات
چند کلمه حرف حساب!!! در باب دین... - تاریخ اسلام- قسمت اول
شنبه 18 دی 1389

تاریخ اسلام- قسمت اول

• نوشته شده توسط: ساعی حق جو

بررسی تاریخ اسلام  (1)

 

منبع مستقیم :www.andisheqom.com

یثرب پیش از اسلام
یثرب را نام فردی دانسته‌اند از نوادگان حضرت نوح - علیه السلام- (یثرب بن قانیه بن مهائیل....) !، همچنان كه معنای لغوی خاصی نیز برای آن یاد كرده‌اند كه عبارت از :« لوم و فساد و عیب» است. به همین دلیل نوشته‌اند كه رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - پس از ورود به آن، فرمودند این كلمه بكار برده نشود و بجای آن، آن را «طابه» و «طیبه» نامیدند. گفته شده است كه یثرب تنها بخشی از منطقه‌ای بوده كه بعد از هجرت رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - «مدینه‌ الرسول» یا به اختصار «مدینه» نامیده شده است. گر چه بعد از هجرت نیز گاه و بی‌گاه یثرب نامیده می‌شد؛ از جمله در قرآن از قول منافقان ـ در سال پنجم هجرت یا اندی بعد از آن ـ آمده است كه مردم شهر را با عنوان «یا اهل یثرب» خطاب می‌كردند. در شعری از همسر عثمان ـ كه بعد از كشته شدن وی آن را سروده ـ از این شهر با عنوان یثرب یاد شده است. در اشعار شاعران صحابی نیز كلمه یثرب آمده است.
پیش از اسلام این كنطقه به عنوان یك «شهر متمركز» شناخته نمی‌شده‌در مجموع، عبارت از «واحه‌هایی » بوده كه برخی‌ از آن‌ها در فضای مسطح «سهل» و برخی از آن‌ها در مرتفعات و میانه شعاب قرار داشته است. در واقع از لحاظ جغرافیایی دو رشته‌ «حره»؛ یعنی كوهكهای سنگلاخی سیاه كه گویی به آتش سوخته‌اند، در دو سوی غرب و شرق آن كشیده شده است. حرّه شرقی كه با نام « حره واقم» شناخته می‌شود، در شمال، به كوه احد منتهی شده و تقریباً تا جنوب امتداد می‌یابد. همینطور حره‌غربی كه «حره وبره» نامیده می‌شود، در شمال تا بئر رومه و در جنوب تا محاذی محله قبا امتدا دارد. این دو حره به عنوان حفاظ شهر به شمار می‌آید. در جنوب نیز كما بیش این سنگ‌ها دیده می‌شود. بدین ترتیب باید گفت تقریباً تنها ناحیه آی از مدینه كه با زمین هموار به خارج از آن متصل می‌شود شمال آن است. بیشتر یهودیان در قسمت حره غربی و واحه‌های منتهی به آن سكونت داشته‌اند. این ناحیه كه بسیاری از اوسیان نیز در آن سكونت داشته‌اند، یثرب نامیده می‌شده، گرچه نباید از نظر دور داشت كه بزودی این كلمه بر تمامی این نواحی ـ با حفظ نام‌های اختصاصی ـ اطلاق شده است.
مناطق مسكونی مدینه بیشتر عبارت از خانه‌های معمولی از سنگ و آجر و خشت بوده و احتمالاً در میان هر طایفه‌ای، بویژه یهودیان، علاوه بر خانه‌های معمولی، حصن‌ها و قلعه‌هایی نیز وجود داشته كه به نام «اطم» شناخته می‌شود. این قلعه‌ها برای مواقع ضروری (جنگ‌ها) مورد استفاده قرار می‌گرفته، اما شهر در مجموع حصاری نداشته است (بعد‌ها در طی تاریخ، بخشی اصلی مدینه كه همان مناطق مسكونی اطراف مسجد النبی - صلی الله علیه و آله و سلم - بود، حصار داشته است). در مورد ساكنان قدیمی این نواحی، اخباری نثل شده كه چندان محل اعتماد نیست
آنچه از مجموع آن‌ها بدست آمده، این است كه چند بار بنی اسرائیل به دلایل مذهبی و سیاسی، بدین سوی هجوم آورده، بر آنجا مسلط شده و ساكنان آن را متفرق كرده‌اند. از كیفیت آن حملات و نیز رمان دقیق آن‌ها گزارش دقیقی در دست نیست اما آنچه كه توسط مورّخان مفروض گرفته شده، این است كه: یهودیان ساكن مدینه در زمان بعثت، پیش از ساكنان عرب آن؛ یعنی اوس و خزرج، در آنجا سكونت داشته‌اند. احتمالاً این مهاجران در جریان جمله رومی‌ها به قدس، در قرون نخست میلادی‌، به حجاز پناه آورده‌اند. این منطقه هیچ حكومتی نداشته و آنان می توانستند همانند دیگر قبایل، تنها با اتكا به قوای داخلی خود، در آنجا بسر برند، بویژه كه دوری آن از دسترس رومیان ضد پهلوی نیز برای آنان اطمینان بخش بود. طبعاً به دلیل آن كه در آن زمان قدرت قابل توجهی در برابرشان نبود. در بهترین نقاط ـ از لحاظ كشاورزی ـ میان دو حره شرقی و غربی سكونت گزیدند.
درباره دلیل سكونت آنان در این نواحی، به خاطر داشتن اطلاعاتی از تورات؛ درباره ظهور رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در چنین دیاری، ‌اخبار زیادی را مورّخان نقل كرده‌اند سكونت آن‌ها بیشتر در كنار حره شرقی بوده‌ است. از لحاظ نژاد، این مسلّم است كه یهودیان این نواحی غیر عرب و از بقایای یهود اسرائیلی بوده‌اند. از اشارات مستمرّ قرآن به بنی اسرائیل و تطبیق آن‌ها بر یهودیان مدینه،‌ می‌توان چنین امری را ثابت دانست. به علاوه،‌منابع اتفاق دارند كه زبان مذهبی آنان عبری بوده است. علاوه بر این مورّخان و نسب شناسان عرب ـ كه برای همه ساكنان، حتی شده نسب عربی و.ضع می‌كنند ـ هیچگونه نسب عربی برای آنان یاد نكرده‌اند. اینها نشان می‌دهد كه غیر عرب بودن آن‌ها برای همه محرز بوده است. اعرابی كه با نام اوس و خزرج شناخته می شدند ـ و بعدها با نام انصار ـ مهاجران جنو جزیره العرب به این ناحیه بوده‌آند. اوس و خزرج دو فرزند یك پدر با نام حارثه بن ثعلبه بوده‌اند.
از اوس یك فرزند به دنیا آمد به نام مالك بن اوس و بدنبال آن از پنج فرزند وی، پطن در میان اوس شهرت یافت كه هر كدام خود چند خاندان و طایفه در خود داشتند. خزرج خود پنج فرزند داشت (!) كه از آن‌ها نیز پنج بطن در درون قبیله خزرج شكل گرفت و در زمان ظهور اسلام هر كدام آن‌ها نیط مشتمل بر چند خانواده و عشیره بودند؛ به عنوان مثال از نسل نجاز بن ثعلبه بن خزرج چهار عشیره با نام‌های مالك بن نجار، عدی بن نجار،‌ مازن بن نجار، و دینار بن نجار شكل گرفت كه در میان دو حره شرقی و غربی زندگی كرده و رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - نیز در همانجا فرود آمد و مسجد نیز همانجا ساخته شد. ـ بنی نجار دایی‌های رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - بودند ـ محل‌هایی كه اوسیان در آن سكونت داشتند در حوالی مناطق یهودی نشین مدینه در قسمت حره شرقی و نواحی قبا قرار داشت. جایی كه از لحاظ زراعی دارای زمین‌های قابل و حاصلخیزی بود. اوسی‌ها با بنی قریظه پیمانهایی داشتند.
تاریخ و دلایل مهاجرت این قبایل یمنی به شمال جزیره، مورد توجه اخباریان و تاریخ نویسان بوده است. بیشترین تكیه بر روی سیل عرم و خراب شدن سدّ مأرب صورت گرفته كه بدنبال آن، تعداد زیادی از قبایل جنوب به مناطق مختلف جزیره مهاجرت كردند (كه از جمله آن‌ها مهاجرت خزاعه به مكه بود) این نظر كه مهاجرت اوس و خزرج بعد از سیل عرم بوده مورد تردید قرار گرفته است. گفته شده كه این مهاجرت می‌توانسته دلایل سیاسی و نظامی ـ نزاعهای میان قبایل و قدرت طلبی حبشی‌ها و حاكمان محلّی در آن حدود ـ و همچنین دلیل اقتصادی داشته باشد.
حدسی كه درباره تاریخ این مهاجرت زده شده، در حدود 347 میلادی است. در حال یكه سیل عرم در حدود سالهای 477 ـ 450 رخ داده است. بدین ترتیب مهاجرت آنان سال‌ها پیش از سیل عرم صورت گرفته است. هر چند این احتمال نیز از نظر دور نمانده كه سیلی دیگر سبب آن مهاجرت بوده است
مهاجرت این قبایل به یثرب و سكونت آن‌ها در این ناحیه، می‌توانست مشكلاتی را با یهودیان به وجود آورد. گفته شده كه در آغاز آن‌ها با امضای معاهداتی با یكدیگر روابط مناسبی داشتند اما به تدریج با توجه به كثرت اعراب، آنان بر یهود تفوق یافته و یهودیان به صورت اقلّیت ـ اما اقلیتی قوی ـ در آمدند. به مرور زمان همه این طوایف یهودی و عربی،‌ بدلایل اقتصادی و نیز عصبیّت‌های قبیله‌ای، با یكدیگر به منازعه برخاسته و روابطی كه در همه جای جزیره العرب، در میان قبایل از حرب و حلف وجود داشت، در اینجا نیز برقرار گردید. اوس و خزرج ـ احتمالاً به تحریك یهودیان كه خود را مغلوب تصور می‌كردند ـ با یكدیگر جنگ‌های فراوانی كردند. یكی از نخستین جنگ‌ها در روایت مورّخان به «یوم سمیر» (یا: سمیعه) شهرت یافته، پس از آن نیز درگیریهای دیگری (كه برخی از آنها در ماههای حرام بوده و به همین دلیل فجار نام گرفته (غیر از جنگ‌های فجار در مكه و اطراف آن است) وافع شده است. آخرین آن‌ها جنگ بعاث (نام یكی از مناطق نزدیگ به حره شرقی) است كه جنگ شدیدی میان اوس و خزرج صورت گرفته است. در این جنگ كه احتمالاً پنج سال پیش از سال نخست هجرت روی داده،‌ بسیاری از بزرگان اوس و خزرج كشته شدند. عایشه این جنگ و كشته شدن سران آن‌ها را در آمدی برای ظهور اسلام در مدینه دانسته است. تفصیل رخدادهای بعاث را ابو الفرج اصفهانی نقل كرده است.در این جنگ اوسیان بر خزرجیان غلبه كردند (علی رغم آنكه حضیر كتائب (پدر اسید بن حضیر صحابی) كه رئیس آنان بود به قتل آمد،)
با این كه در این جنگ خزرجی ‌ها شكست خوردند، اوس در كشتن آنان افراط نكردند. آن‌ها تصمیم گرفتند تا خزرجی‌ها را كه برادرانشان بودند بر «ثعالب» (روباه‌ها) ترجیح دهند. این تعبیر شاید اشاره به یهودیان (حیله‌گر) بوده است.]نوع این جنگ‌ها گرچه می‌توانسته در آغاز ناشی از حسادت خزرج نسبت به زمین‌های حاصل خیزی باشدكه در اختیار اوس (و هم پیمانان یهودی آن‌ها) بوده، اما در ادامه با «ثار» های مكرری كه در دو سو مطرح بوده ادامه می‌یافته است. باید گفت كه جمعیت خزرج تقریباً دو برابر اوس بوده است. این امر آمارهایی كه از تعداد بیعت كنندگان اوسی و خزرجی در عقبه دوم و نیز اسامی شهدای احد در دست داریم، بخوبی به دست می‌آید. محتمل است كه برخی از جنگ‌های جاهلی،‌برخی از طوایف، از خزرج و یا اوس،‌در آن شركتی نداشته‌اند. اوسی‌ها پیمانی با یهودیان قریظی داشتند كه بعدها آثاری در تاریخ اسلام، در جریان غزوه بنی قریظه داشت. كسانی از خزرج نیز دوستی‌هایی با بنی النضیر داشتند كه آثاری در جریان غزوه بنی النضیر داشت. در عین حال از تحریكات یهودیان برای ایجاد اختلاف در میان اوس و خزرج در قبل و بعد از اسلام شواهدی وجود دارد. در اطراف مدینه برخی از فبایل عربی ـ غیر از اوس و خزرج ـ زندگی می‌كردند. از جمله قبیله‌ «مزینه» و «سلیم» كه در شرق مدینه سكو.نت داشته و با برخی از بطون اوسی هم پیمان بودند. همین طور قبیله «جهینه» كه همپیمان با برخی از طوایف قبیله خزرج بوده در غرب مدینه سكونت داشتند. قبیله «اشجع» نیز در شمال مدینه بوده و همپیمان برخی از خزرجیان بودند.[
از نقطه نظر دینی، قبایل ساكن یثرب همگی بت پرست و به اصطلاح قرآن «مشرك» بودند. به همین دلیل پیوند آنان با مكه و مشركان آن سرزمین مقدس، بسیار نیرومند بوده است. می‌توان گفت آنان تمامی آداب بت‌پرستی قریش و مراسم منحرف شده بازمانده از ابراهیم (علیه السلام) را كه مورد رعایت مكیان بود، رعایت می‌كردند. بدین ترتیب پیوند آنان از لحاظ فرهنگی با مكه گسترده بوده است. در برابر، هیچگونه پیوند فكری با یهودیان ساكن مدینه نداشتند و كمترین تأثیری از آنان نپذیرفته بودند. همیطور از نصرانی‌ها، كه البته حضوری در شهر آنان نداشتند. گرچه قافله‌های تجاری آن‌ها از نجران یا یمن به سمت شمال، به منطقه آنان آمد شد داشت عدم تأثیر گذاری گسترده یهود در عرب، بیشتر به دلیل بی‌توجهی یهود به نشر دعوتشان بود. آنان خود را قوم برگزیده خداوند دانسته و به دین یهود چهره نژادی داده بودند. به علاوه این تلقّی برای اوس و خزرج بود كه دین بومی منطقه همان بت پرستی است و نباید به دینی كه از خارج وارد شده وقعی نهاد. با این حال یعقوبی آورده است كه جمعی از اوس و خزرج به دلیل مجاورت با یهود خیبر، قریظه و نضیر، یهودی شدند
از آنجا كه قبایل عرب هر كدام به بت خاصّ خود عنایت داشتند ـ گرچه به سایر بت‌ها نیز احترام می‌نهادند ـ بت «منات» مورد علاقه و عبادت اوس و خزرج بود. این بت در نزدیكی دریای احمر در منطقه‌قدید ـ جنوب غربی یثرب ـ قرار داشت و سخت مورد احترام ساكنان عرب یثرب بود. گفته شده كه اوس و خزرج برای مراسم حج عازم مكه می‌شدند اما برای تراشیدن سر نزد منات رفته و تنها با چنین اقدامی حج خویش را تمام شده و مقبول می‌دانستند.[ بعدها اشاره خواهیم كرد كه مواردی از نگرش «حنیفی» نیز در یثرب وجود داشته است. این می‌توانسته بیشتر متأثر از حنفیان مكی باشد تا یهودیان موحد مدنی؛ گرچه باید پذیرفت كه در مجموع به دلیل فرهنگی بودن یهودیان، آنان تأثیری در اوس و خزرج داشته‌اند. دست كم آن، مسأله آشنایی اوس و خزرج با ظهور پیامبری جدید است كه خود از دلایل پذیرش اسلام توسط ساكنان یثرب دانسته شده است.
از نظر اقتصادی محیط یثرب نسبت به مكه متفاوت بود، گرچه در اینجا نیز تجارت وجود داشت اما نه همانند تجارت مكیان كه قافله‌های تجاری تابستانی و زمستانی داشته باشند. اقتصاد مدینه بر پایه كشت و زرع و نخلستان‌هایی بوده كه در نواحی مختلف مدینه وجود داشته است. خرما یكی از محصولات مدینه بوده كه بخشی از تغذیه مردم نیز به وسیله آن انجام می‌گرفته است، گرچه اشباع مسلمانان از خرما، تنها بعد از فتح خیبر بوده است در مدینه آب به وفور به دست می‌آمده، با این حال امكان كندن چاه و داشتن آب شیرین در همه‌ نواحی مدینه امكان پذیر نبوده است. در مجموع باید گفت مدینه در قیاس با مكه از توان اقتصادی درونی برخوردار بوده و از این زاویه بر مكه امتیاز قابل توجهی داشته است.
در میان ساكنان یثرب، یهودان توان اقتصادی بیشتری داشته و به دلیل داشتن چنین توانی دست به احتكار اجناس و ربا خواری می‌زده‌اند. بعلاوه، در صنعت و بویژه ساختن شمشیر، نیزه و تیر توسط یهودیان صورت می‌گرفته و این ـ با توجه به جنگ‌های مداوم ـ در آمد قابل ملاحظه‌ای برای آنان داشته است. بی‌توجهی اعراب را به این قبیل مسائل باید در روحیه عربی آن‌ها و توجه به همان اصول بایده‌نشینی دانست. در واقع اهالی یثرب گرچه تا حدودی شهر نشین بودند اما خصلت‌های عرب بادیه‌ای (كه در آن محیط شایع و گسترده بود) بر آنان اثر گذاشته بود. جنگ‌های پیاپی میان اوس و خزرج نیز حاكی از این روحیه بوده است.

نظرات() 



How long do you grow during puberty?
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 23 و 08 دقیقه و 23 ثانیه
This is a great tip especially to those fresh to the blogosphere.
Brief but very precise info… Thanks for sharing this one.
A must read article!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر