تبلیغات
چند کلمه حرف حساب!!! در باب دین... - سلام بر حسین(ع) ! قسمت دوم
دوشنبه 15 آذر 1389

سلام بر حسین(ع) ! قسمت دوم

• نوع مطلب: اخبار کانون سبحان ،
• نوشته شده توسط: ساعی حق جو

زوایائی از نهضت امام حسین علیه السلام (3-4-5)

زوایائی از نهضت امام حسین علیه السلام(3)

برای فهم دقیق اینکه حادثه کربلا چگونه بوجود آمد دقت در وقائع قبل از این حادثه بسیار مهم است.بنابراین قبل از اینکه سراغ ماجراهای خود کربلا برویم خوب است از وقائع قبل از آن بحث شود.شاید بحث و بررسی وقائع قبل از کربلا خیلی مهم تر از بحث و بررسی این باشد که مثلا حضرت علی اصغر به چه کیفیتی به شهادت رسید.

در این نوشتار گوشه ای از حوادث قبل از واقعه کربلا بیان شده است:

وقتی اواسط ماه رجب خبر مرگ معاویه توسط پیک حکومتی به حاکم مدینه رسید و در ضمن آن از خلافت یزید و لزوم بیعت گیری از امام حسین و عبد الله بن زبیر و عبد الله بن عمر سخن رفته بود و به ولید گفته شده بود که در بیعت گرفتن از حسین ، عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبیر شدت عمل به خرج بده و در این رابطه هیچ رخصت و فرصتی به آنها مده  ، حاکم مدینه یعنی ولید با مروان بن حکم فرماندار سابق مدینه در همان اولین شب رسیدن نامه مشورت کرد.مروان پیشنهاد کرد که همین شبانه قبل از پخش شدن خبر مرگ معاویه این 3 نفر را احضار کند و از آنان بیعت بگیرد.فرستاده ولید همان شب امام حسین و عبد الله بن زبیر را در مسجد النبی یافت و گفت فرماندار شما را میخواهد.عبد الله بن زبیر از اینکه در آن وقت شب  به فرمانداری احضار میشد وحشت کرد ولی امام به او فرمود : به نظرم طاغوتشان(معاویه) هلاک شده است و ما را برای گرفتن بیعت  احضار کرده اند.سپس امام با سی تن از خویشان و اصحابش به سوی فرمانداری حرکت کرد تا آنان بیرونِ آنجا آماده باشند و در صورت لزوم وارد شوند.همین قطعه از تاریخ ، ظرافت و زیرکی و تیز بینی امام حسین را نشان میدهد. امام ضمن دلداری ابن زبیر تحلیلی واقعی از امور حکومتی بیان مینماید و میفرماید که معاویه مرده و ما را برای بیعت احضار کرده اند.در بعد عملی نیز بی مهابا به فرمانداری نمیرود بلکه 30 تن از اصحاب و خویشان را به همراه میبرد تا از ترور مصون بماند و یا به زور از او بیعت گرفته نشود.از سوی دیگر ازحرکتهای داغ احساسی زودگذر نظیر اشغال فرمانداری ، اخراج فرماندارو ... یا امثال این امور اجتناب میورزد.برای امام روشن است که نه جو مدینه آماده اینگونه کارهاست و نه با مردن یک نفر حکومت متزلزل میشود.امام در همان فرمانداری با همان زیرکی خاص خود به ولید میگوید:((بیعت کردن من در نیمه شب  و دور از چشم مردمان چه فایده ای دارد ، شما هم به این بیعت رضایت نمیدهید))و با این کلمات ولید را از تصمیم خود منصرف میکند به گونه ای که امام را در این سخن تحسین مینماید.امام نه هراسی به دل راه داد نه شبانه فرار کردو نه به بیعت تن داد اما مروان به ولید گفت : به خدا سوگند اگر اکنون از دستت خلاصی یابد دیگر به این راحتی و بدون کشت و کشتار بر او دست نمی یابی ، او را زندانی کن تا فردا در حضور مردم بیعت کند.از بعضی از نقلهای تاریخی بدست میآید که در اینجا کلمات تندی بین امام و ولید  و مروان رد و بدل میشود و حتی از این کلمات گروهی مساله تصمیم به کشتن حضرت در آن شب و یا فردای آن در صورت بیعت نکردن را استفاده کرده اند و خلاصه اینکه چون صدا بلند میشود یاران حضرت در صدد ورود به مجلس و کشیدن اسلحه بر میآیند که امام فورا نزد آنها میرود و سرانجام همه به منازلشان بر میگردند.

بنابراین حکومت یزید در صورت بیعت نکردن امام اهتمام به ترور امام داشت  و این مطلب با توجه به مطالب بالا بدست میآید و قرائن دیگری هم این مطلب را تایید میکند  از جمله اینکه امام حسین هنگام خروج از مدینه آیه 21 سوره قصص را تلاوت کرد که : فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ که این آیه مربوط به قصه حضرت موسی است که پس از دفاع از شخص بنی اسرائیلی و به قتل رساندن شخص مصری مورد تعقیب حکومت فرعون قرار گرفت و به همین جهت ترسان و نگران از شهر بیرون رفت و در حال بیرون رفتن گفت : پروردگارا مرا از دست گروه ستمگران نجات بده.

امام تصمیم گرفت به سوی مکه حرکت کند و دوستان و یارانش نیز با این تصمیم موافق بودند چون اولا تا آن زمان خبر بیعت نکردن حضرت به نواحی مختلف میرسید و عکس العمل آنها روشن میگشت و ثانیا چون مکه حرم امن الهی بود احتمال ترور حضرت در مکه کمتر از جاهای دیگر بود ثالثا چون ماه رجب ماه حرام بود و ماه های حرام نزد عرب دارای احترام بود چند روز باقیمانده این ماه فرصتی به حضرت میداد که به تهیه لوازم سفر بپردازد و با تمام شدن ماه رجب حضرت محرم شد و در مصونیت احرام قرار گرفت.بالاخره امام اگر در مدینه میماند از دست مزدوران حکومت مصونیتی نداشت  ولی با خارج شدن از مدینه مصونیت احرام را داشت (چون زائر مکه بلافاصله پس از خروج از مدینه محرم میشود) و پس از ورود به حرم مصونیت حرم را نیز داشت.پس امام در اینجا بهترین انتخاب را انجام داد.

از این مطالب استفاده میشود که امام برای حفظ جان خود بسیار اهمیت قائل بوده و این طور نبوده که راضی باشد خود را به راحتی به کشتن بدهد.بنابراین وجود هدف مقدسی نظیر بیعت نکردن با یزید و یا مبارزه بی امان با حکومت او باعث نمیشود که حضرت حاضر باشد به راحتی در این راه جان ببازدبلکه تمام تلاش حضرت این است که در عین پیش بردن هدف و بیعت نکردن با یزید خودش سالم بماند و آسیبی را متحمل نشود.

حضرت مدت چهار ماه در مکه ماند  و در این مدت از نگرانی ترور فارغ بود و در این مدت  خبر بیعت نکردن و هجرتش به مکه به شهرهای مختلف رسید و اخبار شهرهای مختلف نیز به حضرت رسید.

با نزدیک شدن ایام حج ، امام از طریق گزارش های مختلف احساس نمود که گروهی در صدد ترور حضرت در حال احرام هستند.یزید و عمالش در صدد بودند از امنیت حرم و احرام و ماه های حرام سوء استفاده و امام را در یکی از مشاعر الهی ترور کنند.آنها میدانستند که از نظر شرعی و عرفی در حرم و در حال احرام حمل سلاح و اظهار آن حرام است و بالطبع یاران حضرت نمیتوانندگرداگرد حضرت باشند و از او مراقبت کنند ، از سوی دیگر کثرت جمعیت در ایام حج مجال مراقبت ویژه را از همگان میگیردو در چنین شرائطی ترور حضرت کار بسیار راحت و کم هزینه ای بود.

به همین جهت حضرت مجبور شد مکه را رها کند و بسوی جائی که احتمال رسیدن به هدفش بیشتر و احتمال ترور شدنش کمتر باشد حرکت نماید و آن مکان همچنانکه در برگه شماره دوم گفته شد جائی جز کوفه نبود.

بسیاری از افراد اصرار داشتند حضرت در مکه بماند یا حداقل حج را انجام دهد و سپس از مکه خارج شود و اگر امام پنج روز دیگر در مکه میماند اعمال حج تمام میشد ولی امامی که صد و سی روز در مکه مانده بود احساس کرد که ماندن این پنج روز ، هم کشته شدن او را به همراه دارد و هم از بین رفتن حرمت حرم و حرمت خانه خدا را.این مطلب هم دقت شود که این خروج سریع حضرت از مکه برای شتاب به کوفه نبود چون در راه ، آن قدر معطل کرد که بسیاری از اصحاب و یارانش پس از انجام مراسم حج در مسیر با حضرت ملاقات کردند.پس تنها خنثی سازی توطئه ترور بود که حضرت را به ترک فوری مکه وادار ساخت.

سوال و شبهه ای مطرح است که با توضیحات فوق جواب داده میشود.این سوال این است که : چرا امام حسین ترور نشد؟چرا یزید همانند پدرش معاویه شیوه ترور و مسموم ساختن را پیش نگرفت تا راحت تر و کم هزینه تر باشد؟آیا حکومت اموی فکر نمیکرد که کشتن فرزند پیغمبر با این وضع فجیع ممکن است به ضررش تمام شود؟ از مطالب گذشته روشن شد که  یزید تلاش وافری برای ترور امام انجام داد ولی برنامه ریزی های دقیق امام مانع از انجام مقاصد و خواست های یزید گشت.امام با هوشیاری و ذکاوت فوق العاده خویش و با توجه به تجربه ای که داشتند توانستند تمامی توطئه ها را قبل از اجرا خنثی کنند.

کانون فرهنگی سبحان مسجد محمدیه

...........................................................

زوایائی از نهضت امام حسین علیه السلام(4)

یكى از سؤال‏هایى كه معمولاً ذهن هر شیعه بلكه هر مسلمان یا هر انسان آگاه از حادثه كربلا را به خود مشغول مى‏سازد این است كه چرا امام حسین (ع) زنان، فرزندان خردسال، خواهران و... را به همراه خود به كربلا برد. با اینكه افراد در سختیها، خود سپر بلا مى‏شوند و زنان را از حوادث سخت و تلخ دور نگه مى‏دارند و خصوصاً افرادى كه غیور هستند و نمى‏خواهند زن و فرزندان در معرض دید نامحرم یا مورد آزار و اذیت دیگران قرار گیرند، با كوچكترین احتمال خطر خانواده خود را به منطقه خطر نمى‏برند یا اگر در منطقه خطر واقع شدند به هر راهى كه شده تلاش مى‏كند خانواده خود را از آن منطقه بیرون سازند.

بنابراین حتماً در این كار امام حسین(ع) رمز و رازهایى نهفته است و مطالبى وجود دارد كه باید مورد بررسى دقیق قرار گیرد.

ابتداء این نکته توجه شود که در بررسى سنت، خصوصا نهضت امام حسین(ع) كه یك عمل اجتماعى و برخاسته از یك سرى تغییر و تحولات اجتماعى بوده  به راحتى نمى‏توان به یك گوشه خاصى از حادثه پرداخت و جوّها، شرایط اجتماعى آن روز، دیدگاههاى مردم، وضع و رفتارهاى خلفاى سابق و... را نادیده گرفت. و اگر بدون در نظر گرفتن سایر امور، به یك حادثه نظر شود تفسیر بسیار ناقص به دست خواهد آمد. بر خلاف قرآن چرا که در تفسیر قرآن راحت‏تر مى‏توان یك سوره یا یك پاراگراف از یك سوره را بدون در نظر گرفتن كل قرآن مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و امور زیادى از آن فهمید.

بنابراین در بررسى هر نكته از نهضت امام حسین(ع) به ناچار باید اجمالاً حوادث متعددِ مرتبط به آن توضیح داده شود و جو و شرایط آن روزگار به تفسیر كشیده شود تا با توجه به آن مجموعه ، جواب صحیح به دست آید.

باز این مطلب هم دقت شود که قیام امام حسین(ع) چون عمل است و عمل زبان و لفظ ندارد و ادراك تصمیم‏هاى امام و عملش از سطح فكر ما بالاتر است، افرادى خواسته‏اند آن را امورى تعبدى جلوه دهند و با تمسك به جملاتى نظیر «ان الله شاء ان یراك قتیلا؛خداوند خواسته تو را كشته ببیند.» یا «ان الله شاء ان یراهن سبایا؛ خداوند خواسته اهل بیت تو را اسیر ببیند» یا با نقل روایاتى مبنى بر اینكه پیامبر اكرم(ص) تكلیف هر یك از امامها را قبلا مشخص كرده و در نامه‏اى مهر و موم شده به هر یك داده و او نیز طبق مضمون نامه عمل كرده است، خواسته‏اند اعمال ائمه اطهار(ع) را تعبدى صرف قرار دهند.

در صورتى كه اگر عمل آنان امورى صرفا تعبدى و از پیش تعیین شده باشد و طبق عقل و شرایط روزگار تصمیم نگرفته باشند چه بسا كارشان براى ما درس‏آموز نخواهد بود زیرا هر چند حوادثى مشابه آن زمان، اكنون رخ دهد ولى رؤیاى صادق یا نامه مكتوب مهر شده‏اى براى ما نیامده تا تكلیف خود را بدانیم و اساسا دیگر عترت و سنت، راهنما نخواهند بود و تمسك به آنان معناى محصلى نخواهد داشت بلكه رؤیا و نامه مهر شده حجیت خواهند داشت كه براى ما وجود خارجى ندارد.

بنابراین براى آنكه بتوانیم از زندگى ائمه اطهار و خصوصاً امام حسین(ع) درس فرا گیریم و به فرمایش خودش «لكم فىّ اسوة» جامه كاربردى و اجرایى بپوشیم، باید اولاً: علم غیبها و اخبار غیبى كه آن حضرت داشته و ما به آن دسترسى نداریم را به كنارى وا نهیم. ثانیاً: جملاتى نظیر «ان الله شاء ان یراك قتیلا» را جوابى اقناعى براى طرف مقابل بدانیم و بگوییم چون اسرار نظامى، طرحهاى عملیاتى و بسیارى از حوادث آینده و استراتژى و تاكتیك‏ها، نباید قبل از عمل، بیان مى‏شد و گرنه احتمال بهره‏بردارى دشمن از آن وجود داشت، امام با بیان رؤیاى خود به‏گونه سربسته طرف مقابل را قانع ساخته و راه بحث و گفتگوى بیش از حد نیاز، در آن زمان را بسته است . ولى این گونه بیان به معنی بستن فكرها و عقلها نیست که مثلا پس از اتفاق افتادن آن واقعه و گذشت چندین سال از آن دیگر نباید تحلیل صحیحی از آن بدست آورد و گرنه روشن است كه بدون تحلیل و بررسى عقل‏مدارانه و خردپذیرانه نمى‏توان از آن حادثه درس آموخت.

و اما برای اینکه به جواب سوال مطرح شده برسیم باید بگوییم :  راههایى كه خلفاى حكومت‏ها قبل از امام حسین براى برخورد با مخالفان خود مورد استفاده قرار داده بودند، عبارت بود از  ترور، شكنجه، اتهام ارتداد، اتهام خارجى بودن، محصورسازى و مسموم‏سازى. و هرگاه توطئه‏اى كشف شده و حربه‏اى از دستشان افتاده به حربه جدیدى متوسل شده‏اند. هر یك از آنان از تجربه قبلى استفاده كرده و علاوه بر آن راه جدیدى براى برخورد با مخالفان ابداع و اختراع كرده است. ابداع راه جدید، معمولاً معلول این بوده كه توطئه سابق كشف شده و افراد خود را در برابر آن به نحوى صیانت كرده‏اند كه آن حربه، دیگر مؤثر واقع نشود و نتوان آن اتهام یا جرم را متوجه افراد دانست .حال باید ببینیم  امام حسین(ع) به عنوان یك مخالف كه براى حكومت اموى مشروعیتى قائل نیست  برخوردش با اینگونه کارها چگونه است تا بتواند انتقاد خود را بیان كند، راه و روش صحیح را آموزش دهد و از توطئه‏هاى گوناگون در امان بماند.

در ذهن هر مبارز سیاسى و هر تحلیل‏گر، تمامى احتمالات جمع مى‏شود و معمولاً احتمال‏هاى قوى‏تر، در مرحله عمل، طلایه‏دار میدان خواهد شد. افراد دقیق، هوشیار، توانمند و خواستار پیروزى قطعى، تلاش مى‏كنند، حتى المقدور، تمامى احتمالات را به حساب آورند و در هنگام عمل، از آنها غافل نشوند تا از راهى كه هیچ فكرش را نكرده‏اند ضربه نخورند.

حال ما در ادامه در این نوشتار و نوشتار های بعدی به این نتیجه میرسیم که کار امام حسین از مدینه تا کربلا  و به همراه بردن خانواده خود در طول این مسیر همان قوی ترین احتمال بوده است که برای رسیدن بهتر امام به هدفش و ضرر کمتر به خود و خانواده  ، قابل عمل بوده است.

سوال مطرح شده را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: الف.علت اینکه امام خانواده خود را از مدینه به مکه برد چیست؟

ب.علت اینکه امام خانواده خود را از مکه به سمت کوفه برد چیست؟

مقدمه : گفتیم که هر تحلیل گر سیاسی باید احتمالات مختلف را مورد دقت قرار دهد. و اما احتمالات مختلف در رابطه با حکومت یزید به این صورت است:

حكومت یزید ممكن است از تجربه گذشتگان استفاده كند و هر یك از طرح‏هاى ترور، مسموم ساختن، شكنجه، اتهام ارتداد خارجى بودن و محصور ساختن را در مورد امام حسین(ع) به كار برد یا چند طرح را با یكدیگر به اجرا گذارد و به هر حال به گونه‏اى عمل كند كه بتواند با نابودسازى امام حسین(ع) باز خود را مسلمان، پیرو قرآن و داراى وجاهت قانونى قلمداد كند و در این راه از تمامى مشاوران قوى و پخته كه در طول نیم قرن در سیاست بوده‏اند استفاده كند و نقشه‏اى بسیار دقیق براى نابودى امام(ع) طراحى كند.

و ممكن است به مقتضاى جوانى، ناپختگى و سرمستى قدرت، دستور قتل صریح و بى‏پرده مخالفان خود از جمله امام حسین(ع) را صادر كند، تا به نداى درونى خود در كینه‏توزى بنى‏امیه با بنى‏هاشم پاسخ مثبت دهد تا براى هر جنایت و گناهى آزاد باشد و هیچ منتقدى را در مقابل نداشته باشد.

و عاقبت‏اندیشى و درس‏آموزى از حاكمان سابق را به كنارى وا نهد. در این صورت نه تنها امام حسین(ع) به نحوى كشته مى‏شود بلكه خانواده و زن و فرزند او نیز از تعرض در امان نمى‏مانند. زیرا جنگ‏هاى قبیله‏اى، در بین اعراب بادیه داراى سابقه طولانى است ولى دردناك‏ترین حادثه براى آنان این بود كه علاوه بر مغلوب شدن در میدان نزاع و كشته شدن مردان، زنان نیز اسیر شوند و به دست دشمن بیفتند. و به همین جهت اعراب جاهلى، از دختردار شدن متنفر بودند و آنها را مى‏كشتند یا زنده به گور مى‏كردند تا زنى موجود نباشد كه در جنگ‏ها به دست دشمنان اسیر شود!

حال امام حسین(ع) این احتمال را نیز مى‏دهد كه قدرت حاكمه به كشتن او اكتفا نكند، بلكه به خانه و كاشانه آن حضرت نیز تجاوز كند و به خاطر عمق كینه و نفرتى كه از بنى‏هاشم دارد بر زن و فرزند او نیز هر جنایتى را روا دارد.

وقتى كه احتمال دوم با تبعاتش پا به عرصه گذاشت باید برنامه‏ریزى بسیار دقیقى انجام گیرد به گونه‏اى كه اگر حكومت یزید راهى چون دوران بیست ساله حكومت معاویه را پیمود، حضرت بتواند انتقاد خویش و خلاف قانون و مفاد صلح‏نامه بودن حكومت یزید را بیان كند و اعلام نماید كه طبق صلح‏نامه امام حسن(ع) و معاویه قرار شد كه معاویه كسى را جانشین خود قرار ندهد و امر خلافت به دست مردم باشد.و اگر حكومت یزید راه مخالفت و قتل و غارت علنى را برگزید، حضرت بتواند، حتى المقدور خود و خانواده‏اش را حفظ كند و در میدان جنگ، با حكومتى مقتدر و داراى امكانات فراوان، كمترین هزینه را پرداخت كند و در عین حال بیشترین فعالیت را در راه معرفى اسلام صحیح، معرفى مفاسد حكومت، روشن‏گرى مردم و ... انجام دهد.

جالب‏ترین قسمت بحث زندگى امام حسین(ع) آن است كه روشن گردد امام، در تمامى فعالیت‏ها از اول تا آخر همه احتمال‏ها را در نظر مى‏گرفت و به گونه‏اى عمل مى‏كرد كه راه احتیاط را از دست ندهد و در عین حال، دشمن بتواند در هر لحظه از كرده‏هاى خویش پشیمان شود و راه صلاح بپیماید و همچنین مردم در جانبدارى از او، پیوستن به او و یا گسستن از وى آزاد باشند. عمل امام حسین(ع) و سخن او هیچ گاه نشان نمى‏دهد كه چون حكومت چنین و چنان كرده، دیگر صلح با او امكان ندارد و تنها حاكم، شمشیر است و یا چون دیگر لشكر و نیرویى ندارد، تنها راه تسلیم است، بلكه پیوسته جا را براى تمامى احتمالات باز گذاشته است.

از اولین جلسه‏اى كه حاكم مدینه او را خواست تا آخرین لحظه از عمر شریفش پیوسته، همه احتمالات را در نظر مى‏گرفت و براى تك تك آنها به مقتضاى حال و مقال، زمان و مكان برنامه ریزى دقیق مى‏نمود.حال ما در نوشتارهای بعدی خواهیم گفت که چرا بردن خانواده از مدینه به مکه و از مکه به سمت کوفه بهترین احتمال بوده است.

کانون فرهنگی سبحان مسجد محمدیه

..............................................

زوایائی از نهضت امام حسین علیه السلام(5)

 

بحث در نوشتار قبلی در این رابطه بود که چرا امام حسین در حادثه کربلا زنان و فرزندانش را همراه خود برد و گفته شد که سوال مطرح شده را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: الف.علت اینکه امام خانواده خود را از مدینه به مکه برد چیست؟ ب.علت اینکه امام خانواده خود را از مکه به سمت کوفه برد چیست؟

و اما در رابطه با بخش اول باید گفته شود :

در اینكه امام حسین(ع) باید مكه را به عنوان اولین مقصد انتخاب مى‏كرد بحثى نیست و هیچ كس در این باره رأى دیگرى نداده است زیرا در مدینه ماندن، بدون بیعت كردن، امكان‏پذیر نبود و به سوى هر سرزمینى كه رهسپار مى‏شد، مردم دیگر شهرها از او بى‏خبر مى‏ماندند و او هم از آنان بی خبر میماند.و اگر بسوی شام میرفت حركت به آن شهر زمینه‏سازى براى قیام مسلحانه به حساب مى‏آمد و حكومت مى‏توانست به حضرت برچسب یاغى و تجاوزكار بزند و اگر از مسیر شام و مركز خلافت دور مى‏شد، برچسب ترسو بودن و فرار به وى مى‏خورد و حكومت را بر ظلم و تجاوز جرى‏تر مى‏نمود. به همین جهت انتخاب مكه بهترین انتخاب بود زیرا همه مسلمانان به عنوان عمره یا حج به مكه رفت و آمد داشتند، خبر بیعت نكردن حضرت از این طریق پخش مى‏شد، نامه‏هاى حضرت به آنان مى‏رسید و از جواب‏هاى آنان مطلع مى‏گشت و مردم مكه طایفه بنى‏هاشم را شاخه‏اى از خود مى‏دانستند كه از بین آنان پیامبر اكرم(ص) ظهور كرد و آنان را بر همگان برترى بخشید و به خانه كعبه رونقى دوباره داد. پس مكه علاوه بر مركز اجتماعى و اخبار، مركز زیارت و طواف، وطن اصلى و آباء و اجدادى امام حسین(ع) نیز بود.

بنابراین در حركت به سوى مكه اتهام فرار و یا یاغى بودن به حضرت نمى‏چسبد، خصوصاً كه حضرت با زن و فرزند خارج شد و یاغى، جنگجو و خارجى زن و كودك را با خود همراه نمى‏سازد، پس امام حسین(ع) بدون اینكه با كسى مطرح سازد با این عمل خود نشان داد كه براى جنگجویى صِرف، و تنها براى بیعت نكردن و یا تنها براى حكومت به دست گرفتن، از مدینه خارج نشده است بلكه محل‏هاى دیگرى نیز براى خروجش وجود دارد. خصوصاً كه دو روز مانده به انتهاى رجب از مدینه خارج شد و بنابراین درك ثواب عمره رجبیه را نیز در دفاع از حركت خویش داشت.

شروع حركت در شب بود تا از داغى هوا در امان باشد خصوصاً كه آن مناطق ، گرمسیر است و طبق تطبیق تقویم شمسى با قمرى زمان حركت اوایل خرداد بوده كه هوا نسبتاً گرم است و همچنین شب برای حرکت انتخاب شد تا از دید مأموران حكومت مخفى باشد و آنان مزاحم حركت او نشوند، تا مقدارى از مدینه دور شود.

اما از سوى دیگر براى اینكه حكومتیان حركت او را یك حركت صرفاً زیارتى به مردم ننمایانند و با اسم اینكه او نیز با ما موافق است و كلمات آن شب حضرت، در نزد ولید و مروان را سازش‏كارى جلوه ندهند فراز «فخرج منها خائفاً یترقّب» را ترنم كرد و نشان داد كه اگر او مجبور نمى‏شد، اكنون به این سفر تن در نمى‏داد بلكه اجبارى در كار بوده است و چونان حضرت موسى كه از ترس كشته شدن، خانه و كاشانه‏اش را رها ساخت؛ او نیز از ترس كشته شدن به این سفر تن داده است.همچنین حضرت راه اصلى را پیش گرفت و از راههاى فرعى حركت نكرد تا او را ترسان و فرارى قلمداد نكنند و گروههایى را براى تعقیب او نفرستند، همچنانکه وقتی ابن زبیر از مدینه بخاطر بیعت نکردن با یزید خارج شد هشتاد نفر را براى جستجوى او فرستادند.

محمد حنفیه را در مدینه باقى گذاشت تا او را از اوضاع باخبر سازد و وصیت‏نامه خود را به او تحویل داد تا مردم از هدف حركت امام، آگاه شوند و آن را زیارتى صِرف یا حركتى از روى بغى و ظلم جلوه ندهند و در وصیت خود صریحاً به یگانگى خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) شهادت داد و به قیامت و بهشت و دوزخ و حشر و نشر اعتراف كرد تا علاوه بر عمل به استحباب، و آموزش آن به دیگران، خود را از اتهام احتمالى ارتداد مبرا سازد و كسى حركت او علیه حكومت یزید را نوعى ارتداد قلمداد نكند و با بیان اینكه «انى لم اخرج اشراً و لا بطراً، و لا مفسداً و لا ظالماً، و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر و اسیر بسیرة جدى و ابى‏على بن‏ابى‏طالب» اتهام یاغى بودن و خارجى بودن را از حركت خود زدود خصوصاً كه فرمود مى‏خواهم به سیره جدم و پدرم با مردم رفتار كنم و همه مى‏دانستند كه جدش «رحمه للعالمین» لقب دارد و پدرش نوازش‏كننده یتیمان و در هم شكننده خوارج بوده است بنابراین حركت او بر طبق حركت آنان، است.

از آنچه گذشت معلوم شد، امام(ع) در ابتداى حركت تمامى احتیاط‏هاى لازم را نمود و تمامى راههایى كه احتمال خطر یا اتهامى را متوجه او میساخت مسدود ساخت و در عین حال در تمامى مراحل ، سازگارى و مداراى خود را نیز به نمایش گذارده است.

خلاصه ‏اى از انگیزه‏هاى حضرت براى همراه بردن زن و فرزند از مدینه به مكه:
از آنچه گذشت مى‏توان برخى از انگیزه‏هاى حضرت، در همراه ساختن زن و فرزند در سفر به مكه را این گونه بیان كرد:

1 ـ پیشگیرى عملى از متوجه ساختن اتهام یاغى، متمرد و خارجى به حركت خود.

2 ـ نمایاندن اینكه به عمره رجبیه مى‏رود و قصد آشوب بر پا كردن و جنگ و نزاع ندارد.

3 ـ حفظ زن و فرزند از تعرض‏هاى احتمالى كه عمال حكومت ممكن بود به آنان روا دارند تا روحیه حضرت را آزرده‏خاطر سازند یا زن و فرزندش را اسیر بگیرند و زندانى كنند تا او خودش را تسلیم سازد.

4 ـ حفظ زن و فرزند به عنوان یك وظیفه اخلاقى، انسانى، و اطلاع دائم از وضع آنان؛

5 ـ پاسخگویى به عواطف آنان و عشق و علاقه آنان به حضرت. زیرا اكنون حدود بیست سال بود كه حضرت دائماً با آنان بود و جنگ، تجارت، زیارت و سیاحتى در بین نبود كه مدت زیادى از آنان دور باشد بنابراین رها ساختن آنان براى مدت طولانى، آنان را آزرده خاطر مى‏ساخت و نیاز روانى آنان را نادیده مى‏انگاشت كه این با رعایت حقوق و عواطف آنان سازگار نبود.

6 ـ امام در طول بیست سال به آموزش و پرورش زن و فرزندان مشغول بود و مضمون «و انذر عشیرتك الاقربین» را كاملاً رعایت مى‏كرد و این آموزش و پرورش نباید با حركت امام، تعطیل مى‏شد.

از آنچه گذشت معلوم گشت كه تنها نباید به كارها و رفتارهاى امام حسین(ع) از جنبه سیاسى نگریست بلكه اگر چند انگیزه سیاسى براى همراه بردن زن و فرزند براى حضرت، مطرح بوده، چند انگیزه و علت غیر سیاسى نیز مى‏توان براى آن پیدا كرد و مسلماً براى یك فرد پرورش‏یافته در مكتب على(ع) و فاطمه(س) و پرورش‏یافته بر زانوى پیامبر رحمت(ص) انگیزه‏هاى عاطفى، روانى و اخلاقى، اگر كشش بیشترى نداشته باشد كشش كمترى ندارد، به ویژه با توجه به اینكه پس از صلح با معاویه، حضرت تمام این بیست سال را در مدینه كنار خانواده‏اش بود و سفرهاى زیارتى حج یا عمره را نیز به اتفاق آنان طى مى‏كرده است و زندگى مدنى حضرت، با زندگى مكّى تفاوت داشت زیرا زندگى مكّى، تجارت‏هاى طولانى‏مدت و امثال آن را به همراه داشت ولى در محیط مدینه از تجارت‏های آنچنانی خبرى نبود و حضرت نیز در این مدت سیاه بیست ساله كه هیچ گونه تبلیغى از اسلام نمى‏توانست انجام دهد، در درون خانه به پرورش دینى خانواده و اصحاب بسیار نزدیك مشغول بود است.

امور تربیتى و خانوادگى امورى است كه از دید اكثر تحلیل‏گران وقایع كربلا مخفى مانده و نوعا به این مسئله نپرداخته‏اند كه چگونه شد زن و فرزندان حضرت، در كربلا و پس از آن روحیه خود را نباختند و تا آخر ، مقاوم و پا بر جا ایستادند.

کانون فرهنگی سبحان مسجد محمدیه


نظرات() 



How we can increase our height?
جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 10 و 01 دقیقه و 04 ثانیه
Good day I am so delighted I found your webpage, I really found you by error,
while I was browsing on Aol for something else, Nonetheless I am here now and
would just like to say thank you for a fantastic post and
a all round thrilling blog (I also love the theme/design), I
don't have time to go through it all at the moment but I have saved it and also
added in your RSS feeds, so when I have time I will be back to
read a lot more, Please do keep up the superb work.
std clinic near me
یکشنبه 4 تیر 1396 ساعت 21 و 43 دقیقه و 06 ثانیه
بسیار core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آیا نه نشستن خوب با
من پس از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما
در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای کوتاه در حالی که.
من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در منطق
و شما ممکن است را سادگی به پر همه
کسانی شکاف. در صورتی که شما که می توانید انجام من خواهد قطعا بود در گم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر