تبلیغات
چند کلمه حرف حساب!!! در باب دین... - سلام بر حسین! قسمت اول
یکشنبه 14 آذر 1389

سلام بر حسین! قسمت اول

• نوع مطلب: اخبار کانون سبحان ،
• نوشته شده توسط: ساعی حق جو

زوایائی از نهضت امام حسین علیه السلام(1و2)

 

بحث هایی عقلی درباره امام حسین (ع)- به ادامه مطب بروید

محرم ماهی است که در آن معمولا توجه اقشار مختلف جامعه به مساجد و منابر و هیئتها و سخنرانیها بیشتر معطوف است ولی مهم این است که از این توجه چه مقدار بهره برداری میشود.آیا ثمره دو ماه محرم و صفر فقط این است که بگوییم برای امام حسین علیه السلام عزاداری کردیم و گریستیم ولی اصلا با پیامهای قیام امام حسین علیه السلام آشنا نشدیم؟متاسفانه در این ایام محرم دیده میشود که بعضی از جوانهای ما بیشتر دنبال بعضی از مسائل ظاهری هستند ولی اصلا قدمی برای فهم پیامهای عاشوراء برنمیدارند.

در حادثه کربلا زوایائی وجود دارد که دقت در مورد آنها ما را در فهم پیامهای قیام عاشوراء بسیار کمک میکند و  این زوایا باید مورد به مورد برای مردم گفته شود تا آنها بهتر بتوانند پیام عاشوراء را درک کنند. حال در این نوشتار و نوشتارهای بعدی سعی شده است که گوشه ای از این زوایا مورد دقت قرار گیرد.

فرستادن چند ده هزار نیرو برای مصاف با امام حسین و طول کشیدن چندین ساعته جنگ از نکات قابل توجه و تامل در مورد واقعه کربلا است در حالی که شاید یک دهم نیروهای اعزام شده به کربلا برای کشتن امام حسین و یارانش کافی بود و نیاز به گسیل لشگری به این عظمت نبود. این مساله میتواند به دلائل زیر صورت گرفته باشد:

الف.امویان امکان فرار رزمندگان کوفه وپیوستن به صف لشگر حسین علیه السلام را منتفی نمیدانسته اند و به همین جهت نیروی زیادی اعزام میکردند تا اگر برخی به حسین علیه السلام ملحق شوند برخی دیگر برای مقابله با امام وجود داشته باشند.

ب.همه مردم را در کشتن امام حسین علیه السلام شرکت دهند تا همه از این کار شرمنده باشند و کسی بنی امیه را توبیخ نکند.

ج.برای جبران شرمندگی خود در کشتن امام همه ، یکدل و یک جان به دفاع از حکومت اموی بپردازند و تنها بنی امیه کشندگان امام معرفی نشوند بلکه تمامی مردم کشنده او قلمداد شوند.همانگونه که گاهی مرثیه سرایان چنان کار مردم کوفه را قبیح و بد جلوه میدهند که در ضمنش بطور دلالت التزامی بیگناهی بنی امیه استشمام میشود.

د.با کشته شدن امام حسین بدست تمامی کوفیان این امکان وجود داشت که بنی امیه بتوانند همیشه بنی هاشم و خصوصا آل علی را تحقیر کنند و بگویند که همه امید شما و مرکز تمام فعالیتهای شما کوفه بود و با این حال تمامی کوفه متحدا به جنگ شما آمدند و حسین فرزند علی را کشتند و زن و فرزندش را اسیر کردند و این نشان میدهد که آل علی در حکومت داری و مردم داری کاملا ضعیف هستند.

ه.ممکن است اعزام نیروی فراوان به میدان جنگ بدان سبب بوده که ابن زیاد و عمر سعد و سائر فرماندهان بتوانند جنگ را بسیار عظیم جلوه دهند تا بتوانند از یزید جایزه های کلان بگیرند ، خصوصا که یزید در جهان اسلام آن روز دشمن داخلی قویتر از امام حسین نداشت.

از آنچه گذشت معلوم گشت که توده نیروهای اعزام شده از کوفه به کربلا علاقه ای به جنگ با امام نداشتند بلکه خود را مقصر میدانستند.بنابراین حداکثر تلاششان در نجنگیدن و به صلاح و سازش کشاندن امام حسین بود.فرمانده لشگر یعنی عمر سعد نیز انگیزه اش بدست آوردن حکم فرمانداری شهر ری بود  که در صورت تسلیم ساختن امام حسین نیز میتوانست به مقصود خود نائل شود و بنابراین انگیزه ای نداشت که حتما امام را به قتل برساند.آنان راه تسلیم ساختن امام را (( قطع امکانات ، بستن آب ، محاصره ، زدن سنگ به امام حسین و یارانش ، جولان فراوان اسبها اطراف لشگر امام به هدف مرعوب ساختن زن و فرزند وطبعا فشار آنان بر امام جهت تسلیم شدن و امثال اینگونه شکنجه های روحی  و جسمی))  قرار دادند تا امام تسلیم شود اما امام که هدفش مشخص و راهش معین بود و میدانست که نتیجه تسلیم جز از بین رفتن هدف  دستاورد دیگری ندارد ، در برابر تمام این فشارها ایستاد و آنها را به جان خرید تا به شهادت رسید.شواهدی وجود دارد که نشان میدهد بیشتر لشگر کوفه قصد جنگیدن جدی با امام را نداشتند مثل :

الف.جنگ بین لشگر چند ده هزار نفری کوفه و گروه کوچک 70 نفری امام یک روز تمام بطول انجامید در حالی که محاصره و هجوم به این گروه چند ساعت بیشتر وقت نیاز ندارد همانگونه که عمر سعد عصر تاسوعا آمده بود تا در همان فاصله زمانی کوتاه کار را یکسره کند.

ب.افراد لشگر امام تقریبا به ترتیب شهید شدند . تا هنگامی که یاران حضرت زنده بودند نگذاشتند نوبت به خویشان حضرت برسد و خویشان دور حضرت نیز معمولا زودتر از نزدیکان بشهادت رسیدند و دونفری که برای آخر مانده بودند امام و عباس بودند در صورتی که اگر لشگر کوفه میخواستند واقعا بجنگند باید  اصحاب ، خویشان و فرزندان در تمامی مراحل جنگ به یک نسبت کشته میشدند و حتی ممکن بود امام اول از همه کشته شود خصوصا باتوجه به این که او چندین مرتبه برای سخنرانی در مقابل دشمن قرار گرفت و به موعظه آنان پرداخت.اگر قصد آنان کشتن امام بود همان ابتدا این کار را میکردند و پس از آن شیرازه لشگر از هم میپاشید و بقیه را اسیر میگرفتند .

ج.اولین حمله عمومی با تیراندازی عمر سعد به خیمه ها شروع شد ولی افراد زیادی از لشگر امام شهید نشدند. بنظر میرسد آنان تیر ها را به هوا یا بالای چادر ها شلیک میکردند تا رعب و ترس ایجاد کنند و امام و یارانش تسلیم شوند نه اینکه کشته شوند.

د.یاران و خویشان امام معمولا جنگ تن به تن کردند و بسیاری از آنان قبل از جنگ خطبه خواندند و نصیحت کردند . اگر واقعا لشگر کوفه میخواست با امام بجنگد مجال سخنرانی و خطبه به هیچ کس نمیداد.

البته همه اینها که گفته شد راجع به لشگر کوفه بود نه نیروهای حکومتی و فرماندهان اموی.روشن است که فرماندهان اموی ، خواستار جنگ واقعی با امام و یارانش بودند بنابراین تیر نخوردن امام و کشته نشدن تا آخرین لحظات علاوه بر امور ذکر شده میتواند ناشی از شجاعت و شهامت و زیرکی او باشد  که این ویژگی ها را از پدرش علی علیه السلام به ارث برده بود و همچنین میتواند ناشی از این جهت باشد که فرماندهان نیز تلاش داشتند حتی المقدور امام را زنده دستگیر کنند تا جایزه بیشتری دریافت دارند چرا که کشتن امام بصورت آشکار بضرر حکومت هم تمام میشد بنابراین برای خودشان بهتر این بود که امام حسین دستگیر شود و بعد مثلا مخفیانه کشته شود ولی آنها توان دستگیری امام را نداشتند بنابراین آنها مجبور به کشتن امام شدند. بله وقتی توان دستگیری امام را پیدا کردند که برفرض هم دستگیر میشد حتی امید زنده به کوفه رساندنش موجود نبود پس سر او را برای گرفتن جایزه بیشتر و نشان دادن اقتدار خود  بریدند و بردند و جسدش را از روی کین با سم  اسب لگدمال کردند.

بهر حال محبوب بودن امام نزد کوفیان و داری اهمیت بودنش در نزد فرماندهان لشگر باعث شد که هر دو گروه یک هدف را تعقیب کنند و آن به تسلیم کشیدن امام بودولی در آخر چون امام تسلیم فشارهای آنها نشد او را شهید کردند و به همین جهت بود که امام با بدترین وضع شهید شد.کیفیت کشتن امام یک عمل فردی و یک طرفه نبود تا یزید بتنهائی تصمیم بگیرد بلکه یک عمل اجتماعی بود که در آن امور مختلف نقش داشته است.  البته با توجه به اینکه هر سیاستمداری در هر زمانی تصمیمی اتخاذ میکند مطلبی که در بالا گفته شد منافاتی با این مطلب ندارد که قبل از واقعه کربلا  نیروهای حکومتی به دنبال ترور مخفیانه امام بوده باشند ولی بخاطر تدبیرات امام موفق به ترور آن حضرت نشدند و بعد که حادثه کربلا پیش آمد و دیدند که این واقعه یک اتفاقی است که در ملا عام بوقوع میپیوندد ابتداء در صدد تسلیم کردن امام بودند ولی وقتی این هدف بوقوع نپیوست دست به کشتن امام زدند.

کانون فرهنگی سبحان مسجد محمدیه

 .............................................................

زوایائی از نهضت امام حسین علیه السلام(2)

 

پرسش مهمی که در نهضت امام حسین مطرح است این است که چرا حضرت وقتی در مکه احساس ناامنی کرد به سوی کوفه حرکت نمود؟مگر حضرت سابقه آنان در ارتباط با پدرش حضرت علی را  از یاد برده بود؟مگر سخنان حضرت علی در مذمت کوفیان به گوشش نخورده بود؟مگر ملاقات کنندگان با او هریک گوشزد نکردند که این مسیر ، خطرناک است؟مگر به او گفته نشد که پناه بردن به کوهها و بیابانها برای جان حضرت امنیت بهتری ایجاد میکند؟ به هر حال این شبهه وجود دارد که اگر امام برای حفظ جان خویش اهمیت ویژه ای قائل بود باید مسیر دیگری غیر از کوفه را انتخاب مینمود و همین انتخاب نشان میدهد که حضرت خواهان کشته شدن خود و اسارت زن و فرزندانش بوده است.

ولی میتوان پاسخ داد که اتفاقا امام برای پی گیری هدف و همچنین حفظ جان خویش و یارانش تا آخرین حد امکان ، کوفه را برگزید.به عبارت دیگر کوفه بهترین گزینه ای بود که حضرت میتوانست برگزیند تا در عین پیشبرد هدف ، جان خود را نیز حفظ کند.

اگر حضرت سر به کوه و بیابان میگذاشت یا به شهر و روستای دوردستی میرفت ، بیعت نکرده بود ولی با مخفی ساختن خود و دوری از مرکز ،  عملا سد  را از جلوی راه یزید برداشته بود زیرا هدف از بیعت گرفتن از امام حسین چیزی جز مخالفت نکردن حضرت با حکومت یزید و ظلم و فحشای او نبود.به هر حال وقتی شخصی با حکومتی بیعت میکند ، در واقع حمایت خویش از حکومت و حمایت حکومت از خویش را امضا میکند و وقتی دو گروه با هم قرار متارکه جنگ میگذارند هریک از تعرض دیگری در امان میماند.رفتن امام حسین به کوهها و شهرهای دور عملا متارکه نزاع است. او با این کار اگرچه حمایتی از حکومت نمیکند ، حمایتی نیز از حکومت انتظار ندارد.اینها اموری است که حکومت اموی خواهان آن بود یعنی یزید میخواست کسی مزاحم حکومتش نشود و امام با رفتن به شهرهای دور دست و کوهها ، عملا عدم مزاحمت خود را اعلام میکرد و این برای یزید خوشحال کننده بود.تازه میتوانست در فرصت مناسبی در همان بیابانها نیز حضرت را از پای در بیاورد و هیچ کس هم باخبر نشود.

حرکت  به سوی شهرهای بزرگی که از مرکز دور بود نظیر یمن ، خراسان یا ...نیز با چندین اشکال مواجه بود:

این که معلوم نبود استقبال چندانی از امام صورت بگیرد زیرا یمنی ها گرچه دوستار علی بودند و  از قضاوتهایش در زمانی که رسول خدا  او را به آن مناطق گسیل داشت خوشحال بودند ولی در دوران طولانی حکومت خلفای سه گانه و مدت زمان حکومت معاویه تبلیغی از حضرت علی و اولادش نشده بود بلکه تبلیغات منفی فراوانی علیه حضرت و فرزندانش صورت گرفته بود.اساسا یمنی ها از زیر و بم امور سیاسی آگاهی نداشتند به همین جهت هیچ یک از آنان نامه ای ننوشت تا از امام بپرسد که با یزید بیعت کنیم یا خیر؟

و هیچ یک از آنان از حرکت امام به مکه آگاه نشد و نامه ای در حمایت از ایشان یا دعوت از ایشان ننوشت.حرکت بسوی سایر شهرها نظیر بصره ، مصر یا شهرهای ایران نیز همین گونه بود و تازه از هیچ شهری نامه ای به امام نرسیده و اعلام آمادگی و یاری نشده بود.

ولی در مقابلِ شهرهای دیگر کوفه یک شهر استثنائی بود که هیچ شهری در آن دوره همانند آن یافت نمیشد.کوفه یک شهرک نظامی نوبنیاد بود که در زمان خلیفه دوم بنا نهاده شده بود و افرادِ آن را رزمندگان طوایف و قبائل مختلف تشکیل میدادند. همه قبائل از همه شهرها در آنجا خانه و مسکن داشتند  و در واقع رزمندگان اسلام در شهر کوفه متمرکز بودند.اگر رزمندگان یک ملت که در  یک شهرک نظامی یا در یک پادگان بسیار بزرگ مستقرند از فردی سیاسی و مبارز و مخالف حکومت مرکزی دعوت کنند و بر فرض، مردم شهرهای دیگر نیز دعوت کنند راه عاقلانه انتخاب کدام طرف است؟ هر عقل سلیمی میگوید مردم شهرهای دیگر اگر هم بخواهند از امام دفاع کنند امکانات دفاعی ندارند و افرادشان نظامی نیستند ولی کوفه قدرت دفاعی و نیروی آن را داشت.اما اینکه در زمان حضرت علی یا زمان امام حسن مردم کوفه کم کاری کردند ، آن کم کاری به خاطر بی علاقگی به امام یا بی دینی نبود بلکه جنگهای مستمر آنان را خسته کرده بود ولی اکنون هیچ دلیلی وجود نداشت که پس از بیست سال باز نخواهند بجنگند بویژه که در طول این بیست سال انواع آزارها و شکنجه ها را از سوی حکومت شام لمس کرده بودند و به دنبال منجی میگشتند.در هنگامی که همه مردم شهرهای دیگر در خواب غفلت به سر میبرده یا به خاطر تبلیغات ، بنی امیه ، معاویه و یزید را خلیفه های به حق رسول خدا میدانستند و پس از فوت معاویه بدون چون و چرا خلافت یزید را پذیرفتند مردم کوفه با یزید بیعت نکردند بلکه مترصد فرصتی بودند که علیه حکومت او شورش کنند.آنان بیش از دیگران در جریان مسائل سیاسی بودند و همین که از بیعت نکردن امام حسین با خبر شدند نامه های فراوانی در تایید حرکت امام و دعوت او برای ورود به کوفه نوشتند. پس بهترین گزینه کوفه بود.

این مطلب هم دقت شود که  اگر امام به کوفه میرسید و کوفیان از او حمایت میکردند گرچه وضع ، خیلی تفاوت میکرد ولی مسلما بعد از ورود امام به شهر کوفه لشگر شام حرکت میکرد و کوفه را محاصره مینمود و کوفیان را تماما سرکوب میکرد همانگونه که پس از شهادت امام حسین و پشیمان شدن مردم کوفه و تشکیل گروه توابین در اندک زمانی لشگر شام آنان را شکست داد و همگی کشته شدند.

بنابراین امام نه تنها از طریق پیشگوئی پیامبر اسلام و خواب هائی که خود حضرت میدید به شهادت خود و اسارت زن و فرزندش یقین داشت بلکه از طریق عادی و تحلیل سیاسی نیز به همین نتیجه میرسید.گزینه بهتری هم وجود نداشت و چاره ای نبود مگر اینکه با یزید بیعت میکرد. بنابراین نمیتوان و نباید حرکت امام حسین را دارای دو جنبه باطن و ظاهر که هریک مخالف دیگری هستند تفسیر کرد  خیر او با تحلیل دقیق مسائل به همان چیزی میرسید که در خواب میدید یا از سوی پیامبر و حضرت علی خبردار شده بود و اگر خوابی هم نمیدید یا پیشگوئی نیز وجود نداشت باز همین اقدامات را انجام میداد زیرا عقل سلیم و تحلیلگرش او را اینگونه راهنمائی میکرد.

پس حرکت به سوی کوفه به معنای تسلیم مرگ شدن نبود بلکه مسیری عاقلانه و بلکه بهترین مسیری بود که میبایست انتخاب شود تا احتمال زنده ماندن حضرت را بر اساس محاسبه های دقیق عقلی بیشتر مینمود و به هدفش که بیعت نکردن با حکومت یزید و مخالفت با او بود نیز دست می یافت.به عبارت دیگر خطر رفتن به جاهای دیگر به مراتب از خطر رفتن به کوفه بیشتر بود و امام را هم به هدفش نمیرساند.البته کوفه نیز خالی از خطر نبود و حضرت خودش این را میدانست و دیگران نیز به او یادآوری کردند ولی این ، بهترین انتخابِ ممکن بود.  

این نکته نباید مخفی بماند که رفتن امام به کوفه برای حکومت یزید نیز بسیار ناخوشایند بود به همین جهت فرماندار مکه به هر وسیله تلاش میکرد که از خارج شدن امام از مکه و رفتنش بسوی کوفه جلوگیری کند و حتی بعد از خارج شدن امام از مکه بدنبال برگرداندن ایشان بودند.مظلومیت امام آنگاه ظاهر میشود که دوست و دشمن درباره او به یک تحلیل میرسند و بعضی از دوستان ، امام حسین را از رفتن به کوفه منع میکنند در حالی که امام با نرفتن به کوفه خود را در معرض ترور قرار میداده است.حال چون باور کردن این مطلب برای آنها ممکن نبود آنها با عمل امام مخالفت میکردند و اینکه دیده میشود گاهی امام حسین در جواب چنین افرادی به گونه تعبدی عمل میکند که خدا میخواهد مرا کشته ببیند و از خوابهای خود و پیشگوئی ها سخن به میان میآورد به این خاطر بوده که امام از راه های معمولی نمیتواند آنها را قانع سازد.از آنچه گذشت آشکار گردید که گاهی حتی خویشان نزدیک و یاران صمیمی نیز از توطئه های دشمن بی خبرند و راهی را میپیمایند که واقعا از روی دلسوزی است اما مصلحت دشمن در آن است و دشمن با تمام نیرو خواستار آن است.

کانون فرهنگی سبحان مسجد محمدیه


نظرات() 



Can you grow taller with exercise?
یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 03 و 32 دقیقه و 32 ثانیه
I got this site from my friend who shared with me concerning this web site and
at the moment this time I am visiting this website
and reading very informative articles or reviews
at this place.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر