تبلیغات
چند کلمه حرف حساب!!! در باب دین... - در پرتو انوار علوی
چهارشنبه 5 اسفند 1388

در پرتو انوار علوی

• نوشته شده توسط: ساعی حق جو

درسهایى از واپسین روزهاى عمر امیرمؤمنان (ع)

على (ع) امام معصوم و انسان كاملى است كه تمام رفتار و سخنان و تأییدات او براى ما حجّت و اعتبار دارد او قرآن ناطق و امام مبینى است كه به قول جورداق مسیحى: تنها نسخه‏اى است مطابق اصل خود یعنى پیامبر اكرم (ص) كه مانند او در شرق و غرب عالم یافت نمى‏شود. بدان جهت تمام لحظات عمر او شنیدنى و درس است.

درسهایى از واپسین روزهاى عمر امیرمؤمنان (ع)

على (ع) امام معصوم و انسان كاملى است كه تمام رفتار و سخنان و تأییدات او براى ما حجّت و اعتبار دارد او قرآن ناطق و امام مبینى است كه به قول جورداق مسیحى: تنها نسخه‏اى است مطابق اصل خود یعنى پیامبر اكرم (ص) كه مانند او در شرق و غرب عالم یافت نمى‏شود. بدان جهت تمام لحظات عمر او شنیدنى و درس است.
شاخ گلى زگلشن حسن نگار چیدنى است‏ بخواه وصل یار را، كه آن جمال دیدنیست‏
لحظه به لحظه عمر او، روایتش شنیدنیست ‏ناز اگر كند على (ع)، ناز على خریدنیست‏
و دست تقدیر هم آن چنان دقیق طرح ریزى نمود كه على (ع) قبله و الگو باشد، و در طول زمان در یادها بماند چرا كه او را در درون كعبه، خانه خدا، قبله مسلمانان كه در روز لااقل پنج نماز به سوى آن مى‏گذارند به دنیا آورد و از طرف دیگر، مسلمانان از مسجد و محراب جایگ اه شهادت على (ع) رو به سوى كعبه و زادگاه او مى‏كنند تا بدانند كه در تمام حالات الگو( على (ع) است.
در مكتب لایموت دُردانه علیست‏ در كون و مكان شاهد فرزانه علیست‏
در كعبه ظهور كرد تا بر همه خلق‏ معلوم شود كه صاحب خانه علیست‏
با این حال كه تمام لحظات عمر او درس‏هاى شنیدنى دارد روزهاى آخر چنین انسان‏هایى باتوجه به ضیقى مقال و مجال از یك طرف و حرف‏ها و سخنان فراوان نگفته و درسهاى بى‏پایان ارائه نشده از طرف دیگر مى‏طلبد كه زیباترین و با ارزشمندترین كلمات و رفتارها ارائه شود .
آنچه در پیش رو دارید سیرى است در واپسین روزهاى زندگى امیر موحّدان و مؤمنان تا ره توشه باشد براى كسانى كه همیشه دست نیاز به سوى قبله دلها، على(ع) دارند.
1 -
رمضان آخر و سركشى از فرزندان
غالب انسان‏هاى بزرگ بر اثر اشتغالات بیش از حد و گرفتارى‏ها و مسئولیت‏هاى بزرگ كمتر مجال نشستن با اهل و عیال و فرزندان و شنیدن درد دلهاى آن‏ها را دارند، همین امر گاهى باعث عقده‏اى شدن و انحراف فرزندان آن‏ها مى‏گردد، كم نیست بزرگان و علمایى كه در جام عه و تحوّلات آن بیشترین نقش‏ها را داشته‏اند، ولى در رسیدگى به فرزندان و تربیّت آن‏ها كمترین نقش را ایفا نموده‏اند و در نتیجه فرزندان بر خلاف اهداف پدران، و سخنان آن‏ها تربیت یافته‏اند.
على (ع) با همه گرفتارى‏ها، جنگ و جدال‏ها، و مصائب جانكاه و كمرشكن، از تربیت فرزندان غافل نبوده بلكه بهترین و وارسته‏ترین فرزندان را به جامعه تحویل داده است، با این حال در آخرین رمضان عمرش مى‏خواهد فرزندان را از مهر پدرى اشباع كند لذا هر شب را براى افطار ى در منزل یكى از فرزندان سپرى مى‏كند، ابن حجر عسقلانى مى‏گوید:
 آن گاه كه رمضان آخر عمر على (ع) فرا رسید، همان رمضانى كه مولا در آن كشته شد، هر شب در یك جا افطار مى‏كرد، شبى در منزل حسن (ع) و شبى در منزل حسین(ع) و شبى نزد دخترش زینب، منزل عبداللّه جعفر و... و بیش از سه لقمه (غذا) میل نمى‏كرد و مى‏فرمود:

دوست دارم خدایم را (با شكم) گرسنه ملاقات كنم.
این رفتار على (ع) درسى است براى همه پدران كه با تمام موقعیّت‏هاى بالاى اجتماعى از فرزندان خویش غافل نباشند و تا آخرین لحظه نیز محبت پدرى را از آن‏ها دریغ نكنند.
2 -
آخرین افطار در منزل دخترش ام‏كلثوم‏
در فرهنگ ناب محمدى (ص) و سیرت خالص علوى دختر، رحمت الهى و پسر نعمت خداوندى است، لذا این هر دو با احترام خاصى كه براى دختران خویش قائل شده‏اند و ارجى كه به آن‏ها نهاده‏اند سخت با فرهنگ جاهلى آن زمان كه براى دختر ارزش و جایگاهى قائل نبودند، و به راحت ى آن‏ها را زنده به گور مى‏كردند، مقابله نمودند پیامبر آن قدر از فاطمه (س) دخترش تعظیم مى‏نمود، كه او را لقب «امّ ابیها، مادر پدرش» داد چنان كه زینب (س)، «زین الاب» و زینت پدر گشت و آن مادر پدر، و این زینت پدرهم به شایستگى به محبّت‏هاى پدران پاسخ دادند، و به زیبائى تمام ارزش‏هاى انسانى یك زن را به مرحله ظهور و اثبات رساندند.
برهمان اساس، و براى دلجویى بیشتر از دختر كوچك خویش، آخرین افطار خویش را (با توجّه به اطلاع قبلى از شهادت خویش) در منزل دخترش ام‏كلثوم قرار مى‏دهد، بعد از نماز شب نوزدهم، سر سفره افطارى كه غذاى موجود در آن دو قرص نان جو، مقدارى شیر و نمك است مى‏نشیند رو مى‏كند به دخترش ام‏كلثوم تاكنون نشده پدرت با دو خورشت افطار كند، دخترم شیر را بردار، من با همان نان و نمك افطار مى‏كنم، بیش از سه لقمه میل نكرد، وقتى با پرسش دخترش روبرو مى‏شود، كه پدر! مگر روزه دار نبودى؟ و چرا غذا كم میل فرمودى؟ پاسخ مى‏دهد كه دوست دارم خدایم را با شكم گرسنه ملاقات كنم.
رفت آن شب چو به مهمانى ام كلثوم‏ دخترش را زغم خویش خبر كرد على(ع)
و این خود درس دیگرى است كه در بین فرزندان به دختران، و در بین دختران به كم سن‏ترین آن‏ها بیشتر توجّه شود چرا كه دختر عاطفه بیشترى دارد و از نظر روحى لطیف‏تر و دل نازك‏تر از دیگران است.
3 -
احترام ویژه به فرزندان زهرا (س (
على (ع) با آن كه به همه فرزندان خویش محبّت مى‏كرد و حق پدرى را ادا مى‏نمود بخاطر موقعیّت خاص و ویژه فاطمه زهرا (س) و فرزندانش، احترام ویژه و فوق العاده‏اى براى آن‏ها قائل بود، و فرزندان دیگر را نیز به این امر واقف نموده بود.
شب نوزدهم بچّه‏ها تا پاسى از شب در خدمت پدر بودند، آن گاه به منزل خویش رفتند حسن مجتبى (ع) هنوز صبح طلوع نكرده بود نزد بابا برگشت و مستقیم به مصلّاى پدر رفت على (ع) با احترام خاصى، از حسنش استقبال نمود، آن گاه فرمود: پسرم لحظه‏اى خواب به سراغ چشمانم آمد در حالى كه نشسته بودم، ناگهان پیامبر اكرم (ص)را در (عالم رؤیا) دیدم عرض كردم یا رسول اللّه، من از دست امّت تو چه رنجها و خون دل‏ها خوردم، پس حضرت فرمود: بر علیه آن‏ها نفرین كن، پس (نفرین كردم و) گفتم (خدایا مرا از آن‏ها بگیر و) بجاى آن‏ها بهترى براى من قرار ده و بر آنان (نیز)

نظرات() 



What causes pain in the back of the heel?
سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت 01 و 23 دقیقه و 44 ثانیه
I'm really impressed with your writing skills and also with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you modify it yourself?
Anyway keep up the nice quality writing, it
is rare to see a nice blog like this one today.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر